برادر لیدیا در مه ناپدید میشود. او سوار یک کشتی پرنده میشود و متوجه میشود که میتواند از خاطراتش صورتهای فلکی قدرتمندی برای مبارزه با اسپلبایندر بسازد. ملوان جوان، لوکاس، و حیوان خانگیاش، کریتر، به او در ماموریت نجات میپیوندند.