«باز کردن قفل رییسم»، درباره رییس یک شرکت است که پس از وقوع اتفاقی مرموز، درون یک موبایل گیر می افتد. زندگی مردی جوان و بیکار نیز پس از یافتن این موبایل عجیب برای همیشه تغییر می کند.
این سونگ گوشی عجیب مدیر عامل یک شرکت را پیدا میکند که روحش داخل آن گیر کرده است.سون جو از او میخواهد جای او مدیر شود و به راز مرگش پی ببرد و زندگی این سونگ ناگهان تغییر می کند.
این سونگ پیشنهاد سون جو را قبول می کند و باید سریع یاد بگیرد نقش مدیرعامل را بازی کند سپس باهم به خانه سون جو میروند.
این سونگ وارد خاه سون جو می شود و همکاران کم کم به ناپدید شدن او شک مسکنند مخصوصا جانگ سئ یون.
سی یون دنبال سرنخ های خودش می گردد و در این بین سونگ با مشکل روبرو می شود و تحقیقات خطرناک تر می شود.
جایگاه جدیدی در شرکت باز می شود و اینگ سونگ همراه سئ یون برای حفاظت از خودشان یک محافظ استخدام می کنند.
درگیری های داخلی شرکت بالا میگیرد و این سونگ و سئ یون برای گرفتن جواب از مدیر اجرائی قدم های جدی تری برمیدارند.
تهدید ها جدی تر میشوند این سونگ به خانه برمیگردد تا خودش را جمع کند و سپس گروه دوباره سرنخ های جدید را دنبال می کند.
در نبود سونگ جو این سونگ درباره یک تصمیم کاری مهم فکر می کند و گروه شروع به جاسوسی از مظنون می کند.
بعد از یک کشف شوکه کننده این سونگ سئ یون و ما پی به تعقیب دشمن می پردازند و حدس می زنند چه کسی پشت ناپدید شدن سون جو است.
رابطه این سونگ و سئ یون پس از لحظه ای صمیمی نزدیک تر می شود و یک تغییر داخلی باعث می شود این سونگ از شرکت بیرون برود.
دشمنان واضح تر می شوند و تیم برای کشف حقیقت پشت ماجرا متحد می شود فشار ها و خطرات به اوج می رسد.
در قسمت پایانی راز ها تقریبا کامل روشن می شود و این سونگ باید میان قدرت و درست کاری انتخاب کند درحالی که نتیجه ی تلاش هایشان مشخص می شود.