داستان پیامدهای مرگ بنجامین گینس، مردی که مسئول موفقیت شگفت انگیز کارخانه گینس بود، و تأثیر عمیق و گسترده وصیت نامه زیرکانه او بر سرنوشت چهار فرزند بالغش ـ آرتور، ادوارد، آنه و بن. ....
روز تشییع جنازه سر بنجامین لی گینس است؛ در حالی که فرزندانش برای آینده خانواده برنامهریزی میکنند، خیابانهای دوبلین شاهد آشوب و هرج و مرج است.
وصیتنامه، دو خواهر و برادر را با همه چیز و دو نفر را با هیچ چیز رها میکند و همه آنها ناراضی هستند و...
آن از یک سفر دلخراش با کالسکه رنج میبرد؛ آرتور پیشنهادی ارائه میدهد، ادوارد تغییراتی در کارخانه آبجوسازی ایجاد میکند و بنجامین تصمیم میگیرد خودش به تنهایی کار کند.
تمام جامعه دوبلین در عروسی آرتور شرکت میکنند، از جمله دو چهرهای که آرتور انتظارش را نداشت؛ بنجامین جای ادوارد را میگیرد و طرح توسعه آغاز میشود.
وقتی حرفه سیاسی آرتور از درون متلاشی میشود، رافرتی به همسرش دلداری میدهد؛ بایرون قولی میدهد که میتواند خانواده گینس را بسازد یا از هم بپاشد.
النِ درمانده از ادوارد کمک میخواهد؛ در سفری به کلونبو، آدلاید او را در پرتوی تازه میبیند و آرتور تصمیم میگیرد که بیشتر در کارخانه آبجوسازی مشارکت داشته باشد.
کار بر روی مسکن اجتماعی جدید آغاز میشود. ادوارد و آرتور موافقت میکنند که خواستههای خود را کنار بگذارند و آنچه را که برای کارخانه آبجوسازی و خانواده بهتر است انجام دهند.
با نزدیک شدن به روز انتخابات، چهرهای آشنا به دوبلین بازمیگردد؛ آرتور با وجود خطر قریبالوقوع، همچنان به مبارزات انتخاباتی خود پایبند است.